محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

124

خلد برين ( فارسى )

ذكر توجه رايات ظفر پيوند ديگر باره به دفع فتنهء ميرزا الوند و بيان لشكر كشيدن آن مهر سپهر جهان‌ستانى به عزم انهدام بنيان شوكت آن آوارهء ديار بىنام و نشانى نوبت ثانى چون كوكبهء سلطان بهار به دروازهء چمن رسيد و خسرو انجم حشم و خاقان زرين علم ، شادروان جلال در بيت الشرف خود به اوج آسمان رسانيد ، به انهاى منهيان معسكر ظفرنشان ظاهر گرديد كه ديگر باره اميرزاده الوند خود را به خيال محال و انديشهء دور از كار خرسند كرده و در ارزنجان لشكرى گران و سپاهى بىپايان فراهم آورده به تهيهء اسباب قتال و جدال اشتغال دارد . لاجرم دفع شر آن بد اختر بر ذمت همت خاقان بحر و بر واجب و لازم گرديده در دار السلطنهء تبريز با سپاهى خونريز و لشكرى سراپا ستيز به عزم استيصال الوند بد فعال ، الويهء جاه و جلال به صوب ارزنجان مرتفع گردانيد و به طالع سعد و ساعت مسعود ، روز دوشنبه بيست و چهارم شوال همعنان دولت و همركاب اقبال ، از راه ييلاق إله داغ به صوب مقصد توجه نمود و تا يكشنبه بيستم ماه ذيحجة الحرام تمامى مسافت آن مرغزار ارم آثار را شكار كنان به اقدام اهتمام پيموده در چمن لكزى كه در حوالى ترجان واقع است نزول اجلال فرمود . و چون خبر ورود جنود مسعود به سمع الوند بىجگر رسيد مجال ثبات و قرار در خود نديده عنان عزيمت به دست هزيمت داد و روى ادبار به وادى فرار نهاده صباح روز دوشنبه بيست و يكم ماه مذكور از چمن لكزى گريزان به هنگام زوال در يورت قوچ احمد قريب به درون كوهى سپهر مثال بار اقامت گشاد . و چون خبر فرار الوند دوباره ياغى به مسامع عليهء شهريار جم اقتدار پيوست قهرمان قهر ، به قتل جمعى از مخالفان كه از اطراف و جوانب گرفتار كمند اقتدار لشكر ظفر شعار شده بودند فرمان داد . بعد از آن عساكر ظفر مآل ، سبزه‌زار چمن مذكور را چندان كه حدود